اقتصاد

انتقاد از نگاه سطحی بانک مرکزی به انباشت اقتصاد ایران؛ فرمول نادرست

انتقاد از نگاه سطحی بانک مرکزی به انباشت اقتصاد ایران؛ فرمول نادرست، تحلیل غلط, چند روز پیش، در جلسهای که از طریق صدا و سیما منعکس شد، رئیس محترم بانک مرکزی اظهار داشت که نسبت مجموع واردات و صادرات به تولید ناخالص داخلی (GDP) در ایران به سطح مطلوبی رسیده است. بر اساس این داده، ایشان نتیجه گرفتند که اقتصاد ایران علیرغم تحریمها، یک اقتصاد باز و با تعاملات گسترده محسوب میشود.

چرا این استدلال از نظر اقتصادی نادرست است؟ استفاده از فرمول مجموع واردات و صادرات تقسیم بر تولید ناخالص داخلی به عنوان تنها شاخص باز بودن اقتصاد، یک خطای تحلیلی بنیادین است.

بنابراین، بالا بودن این عدد در ایران نمیتواند مستقیماً دلیلی بر باز بودن سالم یا تعامل گسترده موثر باشد. نادیده گرفتن ساختار واردات و صادرات تحلیل دقیق نیازمند بررسی کیفیت و ترکیب تجارت است، نه تنها کمیت آن.

در اقتصاد ایران، سهم قابل توجهی از صادرات مربوط به مواد اولیه و کالای نفت، گاز و پتروشیمی است، در حالی که واردات به شدت متمرکز بر کالاهای سرمایهای، مواد اولیه صنعتی و کالاهای اساسی مصرفی متمرکز شده است.

تأثیر تحریمها بر آمارهای تجاری علاوه بر این، تحریمهای بانکی و حملونقلی باعث شده تا بخش قابل توجهی از تجارت ایران از کانالهای رسمی و شفاف خارج شده و به صورت غیررسمی یا با واسطههای متعدد انجام شود. این موضوع باعث میشود آمارهای رسمی بانک مرکزی تصویر کامل و واقعی از حجم و کیفیت تعاملات اقتصادی با جهان خارج ارائه ندهند. استناد به آمارهای ناقص برای اثبات موفقیت، گمراهکننده است. اقتصاد باز واقعی چه ویژگیهایی دارد؟

یک اقتصاد واقعاً باز، علاوه بر حجم تجارت، دارای جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی (FDI)، انتقال تکنولوژی، یکپارچگی در زنجیرههای ارزش جهانی، و نوسازمانهای تجاری شفاف است. متأسفانه ایران در اکثر این شاخصها در ردههای پایین جهانی قرار دارد.

اد، ارائه تحلیلهای عمیق، چندبعدی و مبتنی بر واقعیتهای سخت است، نه شعارها و فرمولهای سطحی که نگرانیهای مردم و فعالان اقتصادی را برطرف نمیکنند.