
شفای زخمهای درونی و سبکهای وابستگی: پیشنیازهای حیاتی برای بچهداری سالم
شفای زخمهای درونی و سبکهای وابستگی پیشنیازهای حیاتی برای بچهداری سالم, سلامت روانی کودکان زمانبهزمان از دوران پیش از بارداری آغاز میشود و ریشه در رابطهای دارد که والدین با والدین خود برقرار کردهاند. بهبودی و التیام زخمهای درونی قبل از بهدنیاآوردن فرزند، تنها یک انتخاب اخلاقی نیست، بلکه الزامی برای تضمین رشد سالم نسل بعد محسوب میشود.
بهترین سرمایهگذاری والدین آینده، مراقبت از خود، حفظ مرزهای روانی و تمرین احترام متقابل است، هرچند دستیابی به این سطح از آگاهی نیازمند تلاش و گاهی کمک حرفهای است. سبک وابستگی الگوی انتقالی که سرنوشت کودک را میسازد سبک وابستگی به نحوه برقراری ارتباط عاطفی و احساس امنیت در روابط اشاره دارد. این الگو در کودکی شکل میگیرد و نقشهی راه روابط بزرگسالی را ترسیم میکند.
بستگی خود، گام اول برای قطع زنجیره انتقال صدمههای نسلبهنسل است.
تحولات ذهنی مادر در سه مرحله بارداری پزشک بریتانیایی دینورا پاینز، فرآیند آمادگی روانی مادر را در سه فاز تحلیل کرده است مرحله اول از باروری تا هفته ۱۸ (حرکات جنینی) در این بازه، مادر با دوذهنی و تردید در مورد توانایی خود در ایفای نقش مادری روبرو میشود.
شده و مادر شروع به بازبینی رابطه خود با مادرش میکند.
او بهصورت ناخودآگاه نقش مادری خود را بر پایه تجربههای گذشته میسازد و تصمیم میگیرد که کدام الگوهای مادری را تکرار کند و کدام را تغییر دهد. مرحله سوم هفته ۳۴ تا زایمان (ثبات تصویر ذهنی نوزاد) در هفتههای پایانی، اضطراب زایمان و تصویر ذهنی از زندگی با نوزاد اوج میگیرد. اگر زایمان تروماتیک باشد یا انتظارات برآورده نشود، این تصویر ذهنی دچار اختلال شده و نیاز به بازسازی روانی پیچیده ایجاد میکند.
ری بهترین زمان برای مرور تاریخچه ارتباطی، حل تضادها و تصمیمگیری آگاهانه درباره الگوهای والدینی است.
والدین آگاهانه، بهویژه مادران، کوشیدهاند تا پیش از بچهداری، قدمهایی در مسیر بهبودی روح و روان بردارند تا بتوانند از لحظه اول، پاسخگوی، هماهنگ و در دسترس باشند. شناخت چهار سبک وابستگی و تأثیر آنها آمارها نشان میدهد تنها ۵۰ تا ۶۰ درصد جمعیت دارای سبک وابستگی امن هستند. ۲۰ درصد سبک اجتنابی، ۱۵ درصد سبک مضطرب و ۵ تا ۱۰ درصد سبک بینظم را تجربه میکنند.
درک تفاوتها کلید تغییر است وابستگی امن پایه امنیت و خودمختاری والدین با سبک امن، در دسترس، پاسخگو و هماهنگ با نیازهای کودک هستند. آنها احساسات را پذیرفته، کنجکاوی را تشویق میکنند و بستر خودمختاری را فراهم میآورند. وابستگی اجتنابی فرار از دنیای عاطفی این والدین در مواجهه با احساسات ناراحتی میکنند و تمایل به قطع ارتباط عاطفی دارند.
حریم خصوصی، محبت و حفاظت در این سبک در خطر قرار میگیرد و کودک یاد میگیرد نیازهای عاطفیاش مهم نیستند. وابستگی مضطرب عدم قطعیت مداوم پاسخگویی ناپایدار و دغدغهمحور، کودک را در محیطی پر از اضطراب و پیشبینیناپذیری قرار میدهد. این کودکان اغلب به بزرگسالیانی تبدیل میشوند که مدام در جستجوی تایید و با ترس از رها شدن زندگی میکنند.
وابستگی بینظم هراس بدون پناه خطرناکترین سبک، که در آن والدین (معمولاً با اعتیاد یا اختلالات روانی جدی) خود منبع ترس هستند. کودک در تضاد بین نیاز به پناهندگی و ترس از والدین گیر میکند و حس صدمهپذیری شدید در او مستقر میشود. از شناخت تا عمل شفا برای قطع زنجیره صدمه شناسایی دقیق سبک وابستگی شخصی و کار درمانی بر روی زخمهای درونی، تنها راه اطمینان از عدم انتقال الگوهای مخرب به نسل بعد است.
وقتی والدین شفا یابند،=ث عاطفی سالم، امن و تقویتکننده به فرزندان خود ارث میبرند. بچهداری با روح شفایافته، هدیهی بزرگترین که میتوان به کودک داد، آغاز زندگی با پایههای استوار روانی است.