اقتصاد

تحلیل عملکرد تیم اقتصادی دولت پزشکیان: تضادهای گویا و چالشهای مدیریت تورم

تحلیل عملکرد تیم اقتصادی دولت پزشکیان تضادهای گویا و چالشهای مدیریت تورم, بررسی مواضع اخیر مقامات ارشد اقتصادی کشور نشان میدهد که تیم مدیریت اقتصاد در یک چرخه معیوب و پر از تضاد قرار گرفته است. این وضعیت نه تنها اعتماد عمومی را به چالش کشیده، بلکه پیشبینیها و سیاستهای متناقض، ابهامهای زیادی در مورد آینده اقتصادی ایجاد کرده است.

پیشبینیهای ناکام و تغییر ناگهانی سیاست در ماه آبان، رییس بانک مرکزی نرخ تورم پایان سال را حدود ۳۰ درصد پیشبینی کرده و تثبیت نرخ ارز را کلید ارامش اقتصادی و تورم پایین معرفی نموده بود.

تناقض در مدیریت بازار طلا و ارز وزیر اقتصاد در شرایط حساس بازار، با اعلام خرید طلا توسط دولت، سعی در کنترل قیمت داشت، اما با توجه به شوک ارزی و روند جهانی، افزایش قیمت داخلی طلا غیرقابل اجتناب بود. در مصاحبهای بعدی برای جبران موضع قبلی، احتمال کاهش قیمت طلا را مطرح کرد که این امر تقاضا برای طلا را در بازار به شدت تشدید نمود.

تبدیل ریال به طلا سوق میدهد تا از افت ارزش پول ملی در امان بمانند.

افت اعتماد عمومی و افزایش انتظارات تورمی یکی از وظایف اصلی بانک مرکزی، کاهش انتظارات تورمی از طریق سیاستهای شفاف، دوامدار و ارتباط مؤثر است. متأسفانه عدم تحقق این موارد باعث شده تا انتظارات تورمی در جامعه رو به افزایش باشد.

ی از تورم ۳۰ درصدی سخن میگفت، وزیر اقتصاد علتی برای افزایش نرخ ارز را تورم ۴۰ درصدی عنوان نمود که نشاندهنده عدم هماهنگی و سردرگمی در سطح تصمیمگیری است.

اشکالات محاسبه نرخ ارز تعادل در جلسه مجلس، نرخ ارز تعادل بر اساس شاخص تعادل قدرت خرید برای آخر آذر ماه حدود ۷۳ هزار تومان اعلام شد. این محاسبه از دو منظر اصلی دچار نقص است اول، مبنای رسمی آمار ایران مرکز آمار است و بر اساس شاخصهای آن، نرخ ارز محاسبه شده حدود ۱۰ هزار تومان کمتر میشود. دوم، محاسبه تعادل قدرت خرید مستلزم شرایط ارامش اقتصادی و تجارت آزاد است که در شرایط تحریمی و ناآرام فعلی کشور برقرار نیست.

بنابراین انتخاب سال پایه (۱۳۹۵ یا ۱۴۰۰) برای چنین محاسباتی خود چالشبرانگیز است. ضرورت اجماع علمی و اجتناب از شعارها خروج از وضعیت فعلی نیازمند بهرهگیری از ظرفیتهای علمی خبرگان، گوش دادن به دیدگاههای منتقد و رسیدن به یک اجماع نسبی در سیاستگذاری است. دولت باید از تعهدات توخالی و شعارات بیپایه فاصله گرفته و با شفافیت و واقعبینی، مدیریت اقتصاد را به سمت ثبات هدایت نماید.