
شناسایی سه نوع مرد مضر در روابط عاطفی؛ از ناپایداری تا سرکوبگرایی
هیچ مرد یا زنی کامل نیست و رسیدن به کمال راهی دراز است. همه انسانها عیب و نقیصههایی دارند؛ برخی در جهت رفع آنها تلاش میکنند و برخی خود را بینقص میپندارند. در زندگی لحظاتی پیش میآید که تحمل حتی عزیزانی که دوستشان داریم دشوار میشود، اما برخی ویژگیها در روابط عاطفی بهویژه صدمهزنندهاند و زندگی با چنین افرادی را سخت و طاقتفرسا میکند.
دو حقیقت در ریشه این مسئله نهفته است اول اینکه هیچگاه نمیتوان فردی را به طور کامل شناخت، و دوم اینکه انسانها در طول زمان دگرگون میشوند. ممکن است در آغاز رابطه مردی به مثابه شاهزاده نجیب و جذاب به نظر برسد، اما با گذشت زمان در کمال ناباوری از خود بپرسید کجا رفت آن مرد اصیل که روزهای اول در کنارش حس خوشبختی میکردید؟ برعکس این حالت نیز ممکن است؛ شاید در ابتدا همسر خستهکنندهای دیده شود که ناامیدی به همراه آورد، اما با گذشت زمان گنج پنهانی در او کشف گردد.
هنگام عاشق شدن، جز خوبی در معشوق نمیبینیم و او منحصر به فرد به نظر میرسد. با این حال، مسلم است برخی افراد اصلا روش مناسبی برای برقراری ارتباط با دیگران ندارند. احتمالا قادر به عشق ورزیدن نیستند، یا حتی تحمل دوست داشته شدن را ندارند؛ شاید در برزخی از حس گناه، رنجش، هراس یا مصائب کودکی گیر افتاده باشند. در این شرایط، تا زمانی که معجزهای رخ ندهد، رابطه لزوما به ناکامی ختم میشود. در ادامه سه نوع مرد معرفی میشوند که بهتر است با آنها چشم به راه معجزه نباشید و تنها از آنها فاصله بگیرید.
مردانی که آرامش خلق ندارند
این مردانی هستند که در یک لحظه به نظر لطیفترین و اصیلترین مردان جهان میرسند، عشق ورزی میکنند، رفتار مناسب دارند و از شما حمایت میکنند، اما ناگهان و بدون هیچ توضیحی، حتی بدون اینکه اتفاقی افتاده باشد، به خشنترین و آزاردهندهترین مردان تبدیل میشوند. امروز برای شما میمیرند و فردا بیدلیل شما را طرد و آزار میدهند. وقتی خلقشان خوش است در عشق ورزی افراط میکنند و وقتی دگرگون میشوند پرخاشگر، فحاش و فریبکار میشوند.
به طور کلی این مردان تکانشی هستند. ابهامی در حرکت و کردارشان مشهود است و تکلیف شما در برابرشان نامشخص باقی میماند. وقتی عاشق میشوند، واقعا عاشقترین مردان زمین به نظر میرسند و شما خوشبختی را در کنارشان تجربه میکنید، اما وقتی هیولای درونیشان آزاد میشود، هراس و نفرت در شما به اوج میرسد. این تحولات هولناک است، انگار شخص دیگری در پیشرو است، و شما هرگز نمیتوانید این تغییرات را پیشبینی کنید.
مردان از این نوع از نظر عاطفی تخلیه شدهاند. آنها درگیری عمیقی با خود دارند که قادر به حل آن نیستند. کاملا خودمحورند، به همین دلیل عواقب رفتارشان برای شما را در نظر نمیگیرند. مسلم است که آنها نه با شما و نه با هیچکس دیگر آمادگی برقراری رابطه عاشقانه را ندارند.

مردانی که عادت به دروغگویی دارند
راههای زیادی برای افترا وجود دارد که آشکارترین آن گفتن دروغ در مورد حقایق یا موقعیتهایی است که هرگز اتفاق نیفتادهاند. وقتی تظاهر میکنید با چیزی موافقید اما در دل مخالفید؛ وقتی تعهدی میدهید که از عمل باز میمانید و به امروز و فردا میاندازید؛ یا حتی وقتی به ظاهر در شرایطی سر میکنید و تاب میآورید اما با آن مخالفید، همه اینها نوعی افترا است.
در مرحله شناخت احتمالا تشخیص دروغگویی دشوار است، اما وقتی رابطه جدی شود، نیازی به هوش و زکاوت زیاد نیست، چون دروغها به سرعت آشکار میشوند. به طور کلی، ما دروغگو را نه از طریق دروغ گفتن به ما، بلکه از طریق دروغگویی او به دیگران میشناسیم. در واقع، وقتی او این کار را با دیگران انجام میدهد، چرا با ما انجام ندهد؟
بعضی اوقات برخی بهقدری زیرکانه و حرفهای دروغ میگویند که تشخیص آن دشوار است. به همین دلیل یکی از راههای شناختن این افراد، نوع رفتاری است که با دیگران دارند. اعتماد به مرد دروغگو اشتباه است. دیری نمیگذرد که خود را در مرحلهای میبینید که جاسوسی او را انجام میدهید، چون اعتماد شما خدشهدار شده و حس میکنید حتی به شما خیانت میکند.

مردانی که شما را سرکوب میکنند
وقتی زندگی با مردی آغاز میکنید که مدام شما را سرکوب میکند، انگار هر دم روی پوسته شکننده تخممرغ قدم میگذارید. عموما هر آنچه انجام میدهید، هر چه میگویید، کردار و رفتار شما بیوقفه نقد و نفی میشود. این رفتار بهویژه در مردانی که ثروتمند هستند و فردی مطیع و دقیقا مطابق نظر خود میخواهند، مشهودتر است.
در کنار چنین شرکای عاطفی همیشه حس میکنید مورد بررسی قرار گرفتهید و بهشدت تحقیر میشوید. وقتی ایدهای به ذهنتان میرسد، قبل از بیان آن باید هزاران بار آن را مطابق سلیقه همسر بالا و پایین کنید تا در نهایت نقد کمتری به شما برسد. آشکار است که در چنین شرایطی ریشه خلاقیت شما خشک میشود و از بیان ایدههایتان منصرف میشوید. شما به مرور به فردی تبدیل میشوید که مدام ساکت است و شاید حرفی برای زدن باقی نماند.
در شدیدترین موارد، این مردان کنترلگر و خودشیفته در نهایت به خشونت روی میآورند، چون هیچگاه همه چیز و همه کس به میل آنها نیست. در چنین شرایطی بیشترین سختی روانی را بر شریک زندگی تحمیل میکنند. به همین دلیل ارعاب را انتخاب میکنند، که میتواند شامل بازیهای روانشناختی ظریف یا حتی اعمال مستقیم فیزیکی باشد. با این تیپ مردان هرگز نمیتوانید خوشحال باشید. از این رو، قبل از انتخاب شریک زندگی، دقت کنید که دستکم شناختی نسبی از او به دست آورید.