داوود اشرف کیست؟/ ۴ تئوری درمورد شخصیت واقعی قاتل سریال وحشی_صبح سریع
[ad_1]
به گزارش صبح سریع
با قیاس داوود اشرف با قاتلان زنجیرهای معروف همانند بیجه، جسپرسن و دیگران، به جستوجو شباهتها و تفاوتهایی میگردیم که امکان پذیر به فهمیدن بهتر انگیزهها و تغیرات این شخصیت در دنیای واقعی پشتیبانی کند. آیا هومن سیدی عمداً از پروندههای واقعی الهام گرفته، یا این فقط یک تشابه اسمی است؟
داوود اشرف، شخصیت مهم سریال وحشی، امکان پذیر تنها یک شخصیت خیالی نباشد. برخی بر این باورند که داستان او الهام گرفته از قاتلان زنجیرهای واقعی است که در دنیای واقعی وحشت تشکیل کردهاند. در این مقاله، تصمیم داریم بازدید کنیم که چطور ویژگیهای روانشناختی و اجتماعی شخصیت داوود اشرف او را از یک انسان آرام به یک قاتل بیرحم تبدیل میکند و از این منظر او چطور میتواند با نامآشناترین قاتلان زنجیرهای شباهت اشکار کند. با قیاس او با معروفترین قاتلان زنجیرهای همانند بیجه و جسپرسن، به جستوجو ردی از حقیقت در پشت این شخصیت خواهیم گشت.
داوود اشرف کیست؟
داوود اشرف، شخصیت مهم سریال وحشی ساختهی هومن سیدی، مردی آرام، محافظهکار و درونگراست که در جریان یک اتفاق غیرمنتظره مسیر زندگیاش دگرگون میشود. او در ظاهر انسانی بیخطر و حتی محافظهکار به نظر میرسد، اما با حادثهای که به مرگ دلخراش دو کودک منجر میشود، لایههای نهان شخصیتش آشکار میشود. این تحول ناگهانی، بهاختصاصی صحنهای که یکی از کودکان را ابتدا برای پشتیبانی بلند میکند، اما در نهایت رهایش میکند، نقطهی اغاز سقوط روانی اوست. قبلی مبهم، سختیهای اجتماعی و انزوا، داوود را به مرز فروپاشی ذهنی میکشاند؛ مسیری که یادآور روال سقوط تدریجی قاتلان زنجیرهای واقعی همانند بیجه یا کیت جسپرسن است.
تئوری اول: هیولایی پشت لبخند؛ الهامگرفته از کیت جسپرسن
کیت جسپرسن راننده کامیونی می بود با چهرهای آرام و رفتاری به ظاهر عادی که در دهه ۹۰ در آمریکا چندین زن را به قتل رساند. او از کودکی مورد آزار جسمی و روانی قرار گرفت و علاقهای خطرناک به شکنجه حیوانات داشت. بعد از هر قتل، با نامههایی امضاشده با “صورت خندان” رسانهها را بازی میداد.
در این تئوری، داوود اشرف همان الگوی مردی است که در ظاهر بیخطر، محافظهکار و درونگراست، اما در درونش خشم، تحقیر و صدمههای قدیمی لایهلایه انباشته شدهاند؛ خشمهایی که در مسیر داستان بارها به آن ارجاع داده میشود. سکانس رویارویی او با خریدار زمین را به یاد بیاورید! درست همانند جسپرسن، امکان پذیر داوود نیز نشانههایی نهان از خشونت داشته که تا لحظهی برخورد با آن دو کودک در سریال سرکوب شدهاند. نگاه روانشناسی صدمهمحور، این انفجار را نهتنها یک “انتخاب” بلکه نتیجهی سرکوب مداوم خشم درونی میداند.
تئوری دوم: قربانیِ زندگی؛ الهامگرفته از محمد بیجه
محمد بیجه، در یکی از تلخترین پروندههای جنایی ایران، بعد از تواناییی تجاوز گروهی در کودکی و زندگی در محیطی فقیر و رهاشده، به قاتلی سریالی تبدیل شد. او بیشتر از ۲۰ کودک را مورد آزار و قتل قرار داد.
در این تئوری، داوود اشرف را بهگفتن یک محصول ناقص سیستم اجتماعی میبینیم که در فضای داستانی حاکم است؛ فردی که نه لزوماً ذاتاً خبیث، بلکه قربانی انزوا، فقر عاطفی و سختیهای اجتماعیست. او در صحنهای کلیدی، ابتدا به نجات کودک نیمهجان عمل میکند، اما بلافاصله عقبنشینی میکند؛ گویی ذهنش بین وجدان و تسلیم در برابر دردهای فروخورده دچار میشود. زندگی که همانند زندگی بیجه، نظارهگر و بیجواب مانده، داوود را هم به نقطهی ناکامی رسانده است.
تئوری سوم: نابغهای در جنگ با خود؛ الهامگرفته از ادمند کمپر
ادمند کمپر، مردی با هوش بالا و رفتاری مؤدبانه می بود که در دهه ۷۰ میلادی، بعد از کشتن مادربزرگ و پدربزرگش، چند زن و مادرش را نیز به نحوه هولناکی به قتل رساند. مسئله این است که کمپر چند دقیقه قبل از کشتن مادربزرگش همراه او غذا میخورده! او بین تصویری که از خود بهگفتن “شخصی نرمال” داشت و تمایلات تاریک درونیاش جنگ روانی پیچیدهای داشت.
قضیه این پرونده، تئوری سوم داوود اشرف را در چارچوب تضاد درونی تحلیل میکند؛ فردی که امکان پذیر بهخوبی بداند چه رفتاری اخلاقی است، اما نتواند در لحظهی بحران خود را مهار کند. همین چندثانیه تردید بین نجات یا رها کردن کودک، مثالای از همین جدال درونی است که مثالاش را در پرونده کمپر نیز میبینیم. از دید روانشناسی تحلیلی، داوود یک Ego خسته دارد که توسط سایهاش (Shadow) بلعیده میشود؛ درست همانند کمپر.
تئوری چهارم: روایتی بومی از پیچیدگی روان آدمی؛ الهامگرفته از علی اشرف
علی اشرف، چهرهای جنجالی در پروندههای جنایی ایران، فردی با ظاهری ساده و مذهبی می بود که متهم به ربودن و آزار کودکان شد. روایتهایی از فرارهای مکرر او از زندان، دوگانگی در حرکت و دیدگاههای متضاد رسانهای علتشد تا او به چهرهای پرابهام تبدیل شود. از قضا به علت تشابه فامیلی داوود اشرف به علی، این تئوری ممکن و محکمترین تئوریست که در رابطه منبع الهام هومن سیدی میتوان معارفه کرد.
در این نگاه، داوود اشرف نه فقطً نسخهای از علی اشرف، بلکه نماد انسانیست که زیر سختیهای روانی، اجتماعی و فرهنگی به مرز فروپاشی رسیده است. او «هیولا» نیست، بلکه محصول سالها تکذیب و بیصداییست. برخلاف قاتلان برنامهریز، داوود قربانی تکانهای بیرونیست؛ حادثهای که زخمهای قدیمیاش را میشکافد و خشمی فروخورده را بیرون میریزد.
داوود با چهرهای آرام و محتاط داخل داستان میشود، اما در لحظهی بحران، آنچنان که جامعه داستانی مدام او را نادیده گرفته، خودش هم وجدان و اخلاق را کنار میزند. همانند علی اشرف، در دلش تضادی است که نه سفید است، نه سیاه؛ فقط خاکستریایست که در تاریکی منفجر میشود.
دسته بندی مطالب
[ad_2]
منبع